دموکراسی فقط یک شعار نیست

در سال‌های اخیر بسیار شنیده‌ایم کسانی که از فرهنگ، ادب و مدنیت سخن می‌گویند، با اطمینان دیگران را به بی‌ادبی، لمپنیسم و عقب‌ماندگی متهم می‌کنند. اما پرسش ساده‌ای وجود دارد:اگر کسی واقعاً به فرهنگ گفت‌وگو باور دارد، آیا نباید پیش از هر چیز توان شنیدن نظر مخالف را داشته باشد؟مشکل از جایی آغاز می‌شود که برخی جریان‌ها، در حالی که خود را نماینده‌ی مدنیت و عقلانیت معرفی می‌کنند، در عمل کمترین تحملی نسبت به دیدگاه متفاوت نشان نمی‌دهند. هر صدای انتقادی به‌سرعت با برچسب‌هایی مانند «بدبینی»، «سیاه‌نمایی» یا «انحراف» کنار زده می‌شود. در چنین فضایی که آنان با عینک خوش بینی در پی یافتن اتوپیای گمشده خویش هستند آنچه سرکوب می‌شود نه دشمنی با آزادی، بلکه بدبینی دلسوزانه‌ای است که می‌خواهد درباره‌ی خطرات مسیر هشدار دهد.دموکراسی اگر معنایی داشته باشد، دقیقاً در همین نقطه سنجیده می‌شود.دموکراسی یعنی آزادی اظهار نظر؛یعنی حقِ نقد؛یعنی امکان طرح دیدگاهی که با روایت غالب متفاوت است.اگر در یک جمع سیاسی، تنها صدای مجاز صدای موافق باشد، آن جمع هر نامی که برای خود انتخاب کند، هنوز با روح دموکراسی فاصله دارد.مسئله‌ی دیگر، شیوه‌ای است که برخی گروه‌ها با گذشته و حال برخورد می‌کنند. هر اتفاقی—چه در تاریخ دور و چه در تحولات امروز—به‌گونه‌ای روایت می‌شود که در نهایت در خدمت روایت از پیش‌تعیین‌شده‌ی آنان قرار گیرد. گویی تاریخ نه مجموعه‌ای از واقعیت‌های پیچیده، بلکه ابزاری برای اثبات حقانیت یک جریان خاص است.اگر یک گروه خود را صاحب حقیقت بداند، اگر هر رخداد را به نفع روایت خود مصادره کند، و اگر صدای مخالف را بی‌اعتبار جلوه دهد، تفاوت این رفتار با همان الگوهای اقتدارگرایانه‌ و دیکتاتوریهایی که سال‌ها مورد نقد قرار گرفته‌اند چیست؟دموکراسی تنها با تغییر شعارها شکل نمی‌گیرد.دموکراسی با پذیرش تکثر شکل می‌گیرد.جامعه‌ای که می‌خواهد آزاد باشد باید بتواند هم‌زمان چند صدا را تحمل کند؛ حتی صداهایی که ناخوشایندند، حتی صداهایی که بدبین به نظر می‌رسند. زیرا بسیاری از خطاهای تاریخی دقیقاً زمانی رخ داده‌اند که هیجان جمعی اجازه‌ی طرح پرسش‌های سخت را نداده است.هیچ جریان سیاسی مالک حقیقت نیست.هیچ گروهی حق ندارد آینده را به نام خود ثبت کند.و هیچ آرمانی حتی اگر در ظاهر زیبا باشد نمی‌تواند جایگزین گفت‌وگوی آزاد شود.اگر قرار است از دموکراسی سخن بگوییم، باید از ساده‌ترین اصل آن آغاز کنیم:تحمل شنیدن صدایی که با ما موافق نیست.

Similar Posts

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *